آشناييهاي طولانيمدت معمولا در رابطه تاثير منفي دارد. با توجه به تجربه شخصيام از مراجعانم، فكر ميكنم كه آشناييهاي و نامزديهاي طولانيمدت باعث بهوجودآمدن توقعات زياد و سردي در رابطه ميشود. به اين دليل كه شكل رابطه قبل از ازدواج ( در دوران آشنايي و نامزدي) با بعد از ازدواج بسيار متفاوت است. وقتي اين رابطه طولاني ميشود، 2 طرف تصور ميكنند كه يكديگر را كاملا شناختهاند درصورتي كه وقتي دونفر بهطور رسمي يا به قول معروف زير يك سقف ميروند با وجوه ديگر و واقعيتري از شخصيت يكديگر آشنا ميشوند كه برايشان ناآشنا و گاه عجيب است. من از خيليها شنيدهام كه ميگويند: «من اونو خوب ميشناختم قبلا اصلا اينطوري نبود.» به اين علت كه شكل رابطه تغيير كرده و نقشها و مسئوليتها پررنگتر شده اما طرفين هنوز انتظار رفتارها و واكنشهاي قبل از ازدواج را از هم دارند و پذيرش تصوير جديد و هماهنگشدن با آن برايشان مشكل ميشود. درصورتيكه در روابط زير يك سال 2 نفر به يك شناخت كلي از هم ميرسند كه بعد از ازدواج تكميل ميشود.
منبع:bartarinha.ir
برچسب: نویسنده: salle تاريخ: چهارشنبه 29 آبان 1392 ساعت: 14:35

اگر مرد ازدواج مجدد دائم یا منقطع نماید زن حق درخواست طلاق پیدا میکند.
منبع:yjc.ir
برچسب: نویسنده: salle تاريخ: چهارشنبه 29 آبان 1392 ساعت: 14:15
وی با اشاره به تعداد زنان سرپرست خانوار تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی(ره) بیان داشت: در حال حاضر بیش از 850 هزار خانواده دارای سرپرست زن تحت پوشش این نهاد حمایتی در کشور وجود دارد.
منبع:asriran.com
برچسب: نویسنده: salle تاريخ: سه شنبه 28 آبان 1392 ساعت: 11:40
فاطمه آلیا در گفتگو با آرانیوز،اظهارداشت: خوشبختانه پیگیریها در باره اجرایی شدن بیمه زنان سرپرست خانوار به نتیجهرسید و ربیعی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در نامهای به بنده از اختصاص 30 درصداز منابع مالی مورد نیاز برای اجرایی شدن بیمه زنان خانهدار خبر داد.
وی ادامه داد: همچنین در این نامه وزیر قولمساعد داده است که تا پایان امسال کل مبلغ مورد نیاز اختصاص پیدا کند و برای بیمه200 هزار نفر از زنان سرپرست خانوار اقدامات لازم انجام شود.
منبع:http://ara-news.ir
برچسب: نویسنده: salle تاريخ: سه شنبه 28 آبان 1392 ساعت: 11:38
نیمیاز زوجهای ایرانی درگیر طلاق عاطفی هستند؟!
طلاق عاطفی، واژه ای تازه وارد به زندگی زناشویی ایرانیان است که گستره آن با بیشتر شدن مشکلات زندگی، بیشتر و بیشتر شده است. گروهی از زوجهای ایرانی با وجود نارضایتی از زندگی مشترک و میل به جدایی، به دلیل واهمه ای بزرگ که از طلاق و جدایی دارند، به هر شکل ممکن به زندگی - بیآنکه حس و علاقه ای به آن داشته باشند - ادامه داده اما طلاق نمیگیرند. آنها با وجود زندگی فیزیکی مشترک، پیوند عاطفی با همسرشان ندارند و اصطلاحا با تن دادن به طلاق عاطفی، رویه تازه ای به زندگی میبخشند.
به گزارش سلامت نیوز به نقل از سایت قانون ؛ پروفسور حسین باهر، جامعهشناس نیز در رابطه با دلیل زوجها برای پذیرفتن طلاق عاطفی به جای طلاق رسمی میگوید: جدا شدن زوجها به صورت رسمیمشکلات زیادی را برای زن و مرد به دنبال دارد. مهریههای سنگینی که در زمان عقد، خانوادهها بر سر آن به توافق میرسند و نداشتن تصور صحیح از آینده، یکی از مواردی است که در صورت ناتوانی مرد در پرداخت مهریه ، زوجها را مجبور به ادامه زندگی میکند. همچنین ترس از تنهایی در سنین بالا، بدنام شدن فرزندان به دلیل طلاق والدین و نگرانی از حرف و حدیثهای دوستان و خویشاوندان - که پس از طلاق رسمیشروع میشود - نیز زندگی مشترک را به آنها تحمیل میکند. این پدیده که به نظر میرسد بیشتر در میان شهرنشینان رخ میدهد، اقلیتی از روستانشینان و بخش ناچیزی از قبایل، عشایر و مرزنشینان را نیز در بر میگیرد و به طور کلی برخی زوجها در تمام مناطق به دلیل ناتوانی در اداره زندگی شان به ناچار طلاق عاطفی را میپذیرند.
این بنیان گذار مکتب رفتار شناسی در ایران همچنین در ارتباط با تعداد طلاقهای عاطفی ای که به نسبت هر ازدواج صورت میگیرد نیز میافزاید: تقریباً 25 درصد ازدواجها به طلاق رسمیمیانجامد ، 25 درصد در مسیر صحیح ادامه مییابد و مابقی زوجها از درجاتی از طلاق عاطفی رنج میبرند. از مجموعه دلایل این پدیده میتوان به مشکلاتی از قبیل مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی که در جامعه به مرور زمان به وجود میآید و بر خانوادهها نیز اثر میگذارد؛ اشاره کرد. مشکلاتی که هر کدام به مرور زمان و با شناخت بیشتر زوجها از یکدیگر منجر به سردی روابط در بین آنها میشود و آنها را از یکدیگر دور میسازد؛ اما هرچه علم و دانش جوانان در رابطه با ازدواج و دلایل ضرورت این امر بیشتر باشد کمتر در زندگی مشترک شان دچار مشکل میشوند و در برابر فراز و نشیبهای زندگی زناشویی راحت تر برخورد کرده و نسبت به حل آن اقدام میکنند.
نا آشنایی با مهارتهای زندگی
دکتر ناصر قاسم زاده، روانشناس و درمانگر نیز به «قانون» میگوید: یکی از مسائل مهمیکه در بقای زندگی زوجها نقش مهمیرا ایفا میکند، مهارتهای زندگی است که کافی نبودن آنها ممکن است منجر به بروز اختلافات بسیار شود. این مهارتها نه تنها قبل و در زمان ازدواج باید آموزش داده شوند، بلکه فراگیری آنها نیز در 5 سال اول ازدواج از اهمیت بالایی برخوردار است. متأسفانه مهارتهای مورد نیاز برای زندگی مشترک به جوانان آموزش داده نمیشود و اطلاعات کافی در این زمینه در اختیار آنان قرار نمیگیرد. مهارتهای زندگی به جوانان میآموزد که در موقع بروز مشکلات چه واکنشی از خود نشان بدهند تا زندگی زناشویی مستحکم تری داشته باشند. آموزش این گروه از مهارتها در گذشته برعهده سازمان ملی جوانان بود که با برگزاری کلاسهای مشاوره برای جوانان آنها را برای آینده آماده میکرد.
دبیر انجمن حمایت از سلامت و بهداشت روان جامعه در ادامه میافزاید: طلاق عاطفی بعد از شناخت کامل دو طرف و سپری شدن دوره ای از زندگی مشترک رخ میدهد. معمولا زوجهای جوان کمتر گرفتار طلاق عاطفی میشوند و طلاق عاطفی بیشتر در زوجهایی که بیش از یک دهه از زندگی مشترکشان گذشته است مشاهده میشود. در واقع این دلسردی بعد از بروز اختلافاتی رخ میدهد که زوجها در برطرف کردن آنها ناکام میمانند. زوجهایی که ازدواجشان با علاقه به طرف مقابل شکل نگرفته است بیشتر از کسانی که در ابتدا به هم عشق میورزیده اند در معرض این مسئله هستند، چرا که عشق و علاقه به یکدیگر آنها را در برابر مشکلات مقاوم تر میکند. از سویی بالا بودن سطح انتظار زوجها از یکدیگر موجب سرد شدن روابط میشود که اگر فرزندی هم در میان باشد، شرایط عاطفی و احساسی مناسبی برای رشد آن فرزند فراهم نخواهد شد.
این پژوهشگر علوم انسانی همچنین در رابطه با علت اصلی افزایش طلاق عاطفی در مقابل طلاق رسمیمیگوید: زوجها بیشتر به سبب شرایط عاطفی خود و فرزندانشان و وابستگی و دلبستگیهای به وجود آمده و همچنین به دلیل وجود باورهای عرفی و فرهنگی از طلاق رسمیخودداری میکنند. ریشه اختلافات به وجود آمده در زوجها را میتوان در نحوه برخورد خانوادههایشان در دوران کودکی آنها مشاهده کرد. هرچه تعاملات خانوادگی بیشتر باشد میزان اختلافات به وجود آمده در زندگی مشترک فرزندان هم کاهش مییابد. کودکانی که توسط والدینشان مورد توجه قرار میگیرند و میتوانند نظراتشان را در محیط خانواده بیان کنند، یاد میگیرند در آینده هم حق انتخاب و انتقاد را به دیگران بدهند. این افراد در زندگی زناشویی نیز همسرشان را در شرایط سخت و در مواجهه با مشکلات بهتر درک میکنند. اما متأسفانه به دلیل نبود آموزشهای صحیح این تعاملات کمتر دیده میشود. در نتیجه افراد در تمام زندگی، خود را محور همه چیز میبینند و نمیتوانند نظر و عقیده دیگران را قبول کنند. برای کمتر شدن این مشکلات آموزش و پرورش و مراکز آموزش عالی با قرار دادن واحد درسی خود شناسی میتوانند تا حد چشم گیری این مشکلات را کاهش بدهند.
باورها و سنتهای ویرانگر
دکتر کاظم قجاوند، جامعه شناس وعضو هیأت علمیدانشگاه با اشاره به نقش سنتها در روابط زناشویی میگوید: خرده فرهنگها و نگرشهای گرفته شده از سنتها همانطور که باعث تحکیم روابط زن و شوهر میشوند، یکی از موانع خوشبختی زوجها هم میتوانند، باشند و خاموشی روابط همسرها را در زندگی مشترک به دنبال داشته باشند. برای مثال در برخی از سنتها مرد را از محبت کردن به زن منع و او را به انجام رفتارهای خشن تشویق میکنند که خود باعث سردی روابط زن و شوهر و در نهایت به طلاق عاطفی منجر میشود. این سنتها که ضرب المثلها و فرهنگ عامیانه را نیز در بر گرفته است هیچ کدام ریشه دینی و علمیندارند و برگرفته از رفتارهای غلطی است که با گذشت زمان وارد فرهنگ جامعه شده است.
این آسیب شناس اجتماعی درباره نحوه شکل گیری پدیده طلاق عاطفی میافزاید: ازآنجا که طلاق عاطفی احساس رضایت و نا رضایتی از زندگی مشترک است و این یک موضوع کیفی است بنابراین با شاخصههای کیفی نیز سنجیده میشود و این امر سنجش پدیده طلاق عاطفی را نیز دشوار ساخته است. بر این اساس آمار دقیقی را نمیتوان در این زمینه ارائه داد اما این روشن است که از هر 10 ازدواج صورت گرفته دو مورد آن به طلاق رسمیختم شده و چهار مورد آن نیز گرفتارخاموشی روابط زناشویی و طلاق عاطفی میشوند. تعداد طلاقهای عاطفی در خانوادهها همیشه به دلایل عرفی و فرهنگی جامعه بیشتر از طلاقهای رسمیاست. طلاقهای عاطفی نه تنها برای خود افراد نتایج سوئی را به دنبال دارد بلکه برای جامعه هم مشکل ساز میشود زیرا تأثیر خاموشی روابط زن و مرد در فعالیتهای خارج از خانه هم دیده میشود و زن و شوهری که مدتی است دچار اختلاف شده اند از لحاظ روانی نیز آمادگی لازم را برای فعالیتهای خارج از خانه ندارند.
اما دکتر قجاوند در رابطه با راههای کاهش اختلافات زناشویی زوجها میگوید: برای کاهش تأثیر خرده فرهنگهای اشتباهی که ریشه در سنتهای ما دارند؛ زوجها با تفکر و تعقل درباره شرایط زندگی شان میتوانند سنتها را مورد قضاوت قرار دهند و با پیروی از آموزههایی که در بهبود روابط آنها موثر است و وضعیت شان را در زندگی مشترک تقویت میکند؛ میتوانند، زندگی مشترک پویایی داشته باشند. زن و شوهرهای جوان با دوری کردن از روزمرگیها میتوانند خود را همچنان جذاب نگاه داشته و با بیان حرفها و افکار نو به یکدیگر نزدیک تر بشوند. متأسفانه طلاق عاطفی بیشتر در بین زوجهایی دیده میشود که از نظر افکار با یکدیگر بسیار متفاوت هستند؛ اما همچنان این تفاوت هم از اهمیت چندانی برخوردار نیست، زمانی این اختلافات و مشکلات شدت میگیرد که هر کدام از دو طرف بخواهند نظر و عقیده خود را به دیگری تحمیل کنند.
برچسب: نویسنده: salle تاريخ: سه شنبه 28 آبان 1392 ساعت: 11:30
عامل افزایش زنان سرپرست خانوار در کشور
در جامعه امروز به دلایل مختلف از جمله اعتیاد، بیكاری و از كار افتادگی مردان، طلاق و افزایش تعداد دختران مجرد، تعداد زنان سرپرست خانوار به بیش از دو میلیون نفر رسیده كه هر یك در شرایط خاص خود زندگی میكنند. زنانی كه وارد میدان شدهاند تا خانوادهشان را از آسیبهای جدیتر نجات دهند.تا دیروز تصور بر این بود كه زنان بیوه و مطلقه در شرایط سنی بلوغ اجتماعی مانند 30سالگی در جامعه حضور پیدا میكنند، اما در حال حاضر سن این زنان به زیر 20سال رسیده است، سنی كه زنان در آن تحتتاثیر بسیاری از آسیبهای اجتماعی قرار میگیرند.
به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه تهران امروز ؛ كارشناسان دلیل اصلی این موضوع را رشد آمار طلاق در بین زوجهای جوان عنوان میكنند. به همین دلیل موضوع زنان سرپرست خانوار آنچنان در این سالها اذهان را مشغول كرده كه بسیاری از آسیبشناسان پیشنهادهایی برای بهبود وضعیت معیشتی و اقتصادی این زنان دادهاند. راهاندازی ستادهایی مانند توانمندسازی زنان میتواند برای رفع دغدغههای مادی آنها راهگشا باشد. اما برای جلوگیری از افزایش سایر آسیبهای اجتماعی آنها چه میتوان كرد؟ به گزارش تهران امروز، كارشناسان مسائل اجتماعی معتقدند زنان سرپرست خانوار در معرض انواع آسیبهای اجتماعی قرار دارند.
از یك طرف كاستیهای عاطفی و حمایتی و از طرف دیگر مشكلات مادی و اقتصادی باعث شده تا این زنان بعضا بهصورت ناخواسته وارد مدار برخی مشكلات اجتماعی شوند. البته تجارب گذشته نشان میدهد اشتغالزایی برای زنان سرپرست خانوار و بازگرداندن حس امنیت به این زنان میتواند راهكاری مفید برای حمایت درست از آنها باشد. در این راستاحدود 16 هزار زن سرپرست خانوار زیرنظر شهرداری تهران مهارتهای زندگی و شغلی را آموزش دیده و وارد چرخه تولید ملی شدهاند. پروین هدایتی، فعال حوزه زنان درباره زنان سرپرست خانوار در ایران میگوید: در دسترس نبودن آمار صحیح از تعداد زنان سرپرست خانوار موجب میشود كه نتوان برنامهریزی دقیقی برای سیاستگذاری در زمینه زنان سرپرست خانوار انجام داد. آمار اخذ شده از زنان سرپرست خانوار را نمیتوان دقیق دانست، چرا كه تعریف مشخصی در متون قانونی درباره زنان سرپرست خانوار نداریم و در نتیجه بانك اطلاعاتی مناسبی برای انجام برنامهریزیها در اختیار نیست.
وی با اشاره به نتایج آمار اعلام شده درباره سرشماری سال 90، گفت: براساس این آمار، دو میلیون و 548 هزار و 72 نفر زن سرپرست خانوار در كشورمان زندگی میكنند كه از این میان 463 هزار و 216 نفر شاغل، 35 هزار و 293 نفر بیكار، 18 هزار و 329 نفر محصل، 927 هزار و 837 نفر خانهدار، 808 هزار و 214 نفر دارای درآمد بدون كار (مستمریبگیر) و 271 هزار و 762 نفر سایر موارد بودند، البته 23 هزار و 421 نفر نیز درباره وضعیت خود اظهارنظر نكرده بودند. براساس این آمار تقریبا نیمی از زنان سرپرست خانوار ایرانی دارای درآمد هستند، بنابراین خوشبختانه تعداد زنان سرپرست خانوار فاقد درآمد، كم است و باید تعداد آنان كاهش پیدا كند. متاسفانه در حال حاضر به علت بالا رفتن آمار طلاق، تعداد زنان سرپرست خانوار در حال افزایش است. ما باید تلاش كنیم كه جدایی بین همسران كاهش یابد؛ چرا كه از این طریق میتوانیم از افزایش جمعیت زنان سرپرست خانوار جلوگیری كنیم.
فهیمه فیروزفر رئیس ستاد توانمندسازی شهرداری تهران در این مورد به تهران امروز میگوید: این زنان بیشتر با مشكلات روحی و روانی مواجه هستند تا مشكلات اقتصادی. در این راستا كمبود مشاوره یكی از ضعفهایی است كه با آن روبهرو هستیم. در قدم اول باید به مشكلات روحی آنها رسیدگی شود تا بتوان به راحتی از سدهای دیگر (اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی) گذر كنیم. همچنین چكاپ سلامت این زنان لازم و ضروری به نظر میرسد. جامعه با رویكرد آسیبی به زنان سرپرست خانوار مینگرد. باید این نگاه را اصلاح كرد. زنان سرپرست خانوار باید جرات و توانمندی لازم برای دستیابی به هدف را درخود تقویت كنند و با بهرهمندی از فرصتهای برابر برای عملی ساختن خواستههایشان تلاش كرده و از محرومیت، ناامنی اقتصادی و فقر رها شوند.
او در ادامه افزود: برای كاهش فقر در زنان سرپرست خانوار و برآورده شدن رفاه، اشتغالزایی آنان از مهمترین اولویتهاست. اشتغالزایی در این زنان باعث مشاركت اجتماعی، افزایش مهارتها، كسب هویت، بهبود جایگاه اقتصادی و اجتماعی، افزایش عزت نفس و... در این زنان میشود. به همین منظور به گفته فهیمه فیروزفر، در بحث آسیبها اولین تمركز روی زنان سرپرست خانوار بود.در جامعه با رویكرد آسیبی به این زنان نگریسته میشود.معتقد بودیم نباید چنین رویكردی به این زنان داشته باشیم. تلاشهای مختلف برای اصلاح این رویكرد داشتیم كه اگر ما حمایت كنیم و خلأ وجود مرد توسط ما پر شود، زن سرپرست خانوار زن آسیب مندی نیست.در این حوزه اقدامات وسیعی صورت گرفت.طرح جامعی را برای توانمندسازی زنان سرپرست خانوار با رویكرد آموزشی و مهارتآموزی دنبال كردیم. بحث اشتغال و توانمندسازی از بخشهای مهم این طرح است.در این طرح بیش از 88مركز مهارتآموزی كوثر داریم. حقوق وزارت كار دریافت میكنند و بیمه هستند.در بخش دیگر، بازارچههای خود اشتغالی هستند. برخی از این بازارچهها كالاهای مراكز كوثر را به فروش میرسانند.
مهرنوش نجفیراغب، فعال امور زنان نیز در مورد وضعیت زنان سرپرست خانوار به تهران امروز میگوید: عمدتا زنان سرپرست خانوار با مشكلات مالی مواجه هستند و درصد بسیار كمی هستند كه با مشكلات مالی دست پنجه نرم نمیكنند. زنان سرپرستی كه بار زندگی و تامین درآمد زندگی به دوش آنهاست آمار بالایی را به خود اختصاص دادهاند.زنان سرپرست خانوار یا به صورت مجردی زندگی میكنند یا فرزندان و پدر و مادر خود را تحت سرپرستی خود دارند و هزینههای زندگی بر عهده آنهاست. در مشكلات اجتماعی و مسائل دیگر مانند مسئولیتهای اجتماعی، تفریحی و نشاط اجتماعی با زنان دیگر جامعه فرقی ندارند.
عضو شورای شهر همدان به اشاره به مشاغل بانوان در كشور میافزاید: از آنجاییكه فقر در جامعه ما همانند بسیاری از كشورهای جهان سوم به شدت زنانه است و سهم اشتغالزنان به نسبت مردان بسیار پایینتر است و مشاغلی كه زنان ما خصوصا سرپرست خانوار به دست میگیرند عمدتا مشاغل كاذب هستند یا كارفرما به عنوان كارگر ارزان از آنها استفاده میكند یك آسیب اجتماعی است و هم آسیبی است كه از لحاظ روحی آنها را تحتفشار قرار میدهد. خیلی از روشنفكران و كارشناسان موافق این نیستند كه به این زنان مستمری ماهانه تعلق بگیرد. البته موارد به جز موارد خاص كه زنان از كارافتاده باشند یا به نحوی كه از لحاظ جسمی توانایی كار را نداشته باشند. باید این زنان توانمند و فضای كار و آموزش برای آنها ایجاد شود تا بتوانند روی پای خود بایستند كه هم كسب درآمد و استقلال مالی داشته باشند و هم اعتماد به نفس آنها بالا برود.
مهرنوش نجفیراغب با بیان اینكه زنان ایرانی بهویژه زنان سرپرست خانوار میتوانند نقش بسزایی در تولیدات ملی داشته باشند، ادامه میدهد: وابسته در جامعه نباشند و در تولید ثروت ملی نقش داشته باشند و احساس مفید بودن داشته باشند تا به شخصیت آنها نیز توهین نشده باشد. نهادهایی كه میتوانند این فضا را ایجاد كنند سازمان فنی حرفهای كشور، بهزیستی، معاونت امور بانوان ریاستجمهوری، سازمان كار و امور اجتماعی كه با برگزاری كارگاههای توانمندی آنها را به خود اشتغالی سوق دهند. نباید گفت كسی كه دانشگاه میرود توانمند است. به تولید نیاز داریم و در حوزههایی كه وجود دارد حتی مشاغل خانگی (در كنار خانواده و بچهها قرار گیرند) بستگی به منطقه در كشور دارد. در استان چهارمحال و بختیاری گلیمبافی، صنایع سنتی و محلی حفظ میشود. بازار خوداشتغالی به وجود آورند. با توجه به هنر هر منطقه كارگاههای آموزشی برگزار كنند. همچنین باید وامهایی به آنها داده شود. این تسهیلات برای تهیه سرمایه اولیه و ورود آنها به چرخه تولید ملی است. حمایت دولت و سازمانهای مربوطه باید طوری باشد كه این زنان بتوانند به مرور روی پای خود بایستند.
دبیر ائتلاف اسلامی زنان در مورد نقش زنان در جامعه به تهران امروز میگوید: زنان سرپرست خانوار در همه ابعاد با مشكل روبهرو هستند. آنها به لحاظ جایگاهشان در خانواده (خود و همسرش)، جامعه و برخوردهای فرهنگی، مباحث حقوقی، رابطه آنها با فرزندان و... برای آنها دشوار است. دلیل آن نیز جایگاه زن در جامعه است. در خانوادهای كه زن سرپرست نیست، زنان با تمام این مشكلات دست و پنجه نرم میكنند. وقتی جایگاه انسان به عنوان یك انسان كامل، صاحباختیار، صاحب حق و حقوق دیده نمیشود فرزندان نیز تحتتاثیر قرار میگیرند. اگر فردی فوت كند و بچه داشته باشد، زن اجازه ندارد سرمایه او را داشته باشد و زنی كه میخواهد از بچههایش مراقبت كرده و آنها را تربیت كند، بچهها او را كوچك میكنند زیرا قانون جایگاهی برای او در نظر نگرفته است.
توران ولیمراد در ادامه میافزاید: مسائل و مصائب زنها بهویژه زنان سرپرست خانوار زیاد است. زیرا زن به لحاظ انسانیت، برابر مرد دیده نمیشود. وقتی مرد سرپرست خانوار است مسائل اقتصادی، ارتباط با جامعه، مسائل اجتماعی و فرهنگی افتان و خیزان پیش میرود و نقصانی كه نسبت به زن وجود دارد كمرنگ است. اما وقتی مرد نباشد به دلیل نوع جایگاه زن، یك رابطه ناسالم بین فرزندان با یكدیگر (در صورتی كه خانواده تك فرزندی نباشد) و فرزندان با مادر ایجاد میشود. این نقصها همه وقتی به زن سرپرست خانوار یا مطلقه میرسد چندین برابر میشود. حتی اگر از نظر اقتصادی هیچگونه مشكلی نداشته باشد از لحاظ فرهنگی، خانوادگی، اجتماعی با مشكل دست و پنجه نرم خواهند كرد. چرا راه دوری برویم، مجلس بهدنبال این است كه قانونی وضع كند تا اشتغال زنان را محدود كند و فرصتی كه میتوانند داشته باشند را از آنها بگیرد. توانایی اقتصادی خوب یك زن در ترمیم خیلی از روابط نقش بازی میكند.
زیرا میتواند نیازهای فرزندان خود را برطرف كند. ولی اگر از نظر مالی توانایی كافی نداشته باشد فرزندان كه نیازهای اقتصادی و گوناگون دارند،به مادر معترض خواهند شد. او با اشاره به رفتار این زنان در جامعه ادامه میدهد: خیلی از این زنانی كه مطلقه یا سرپرست خانوارند، به دلیل اشكالات فرهنگی، در جامعه وانمود میكنند كه همسر دارند. متاسفانه زنان به عنوان ابزاری دیده میشوند كه باید خدمترسانی كنند. این دیدگاه بر نگرش مردهای جامعه نیز تاثیر میگذارد و جامعه به سمت ناسالم میرود. اما اگر ریشهای نگاه كنیم باید در جهت سلامت خانواده قدم برداشت. وقتی ازدواجها ناسالم هستند، خانواده هم ناسالم است. 92 درصد طلاقها در 7 سال اول ازدواج اتفاق میافتد و پروسه ازدواج دالان شكنجه برای جوانها شده است. جوانها پس از ازدواج و پس از چند سال زندگی از یكدیگر جدا میشوند كه به تولید زن سرپرست خانوار (كه آمار دقیقی از آنها در دست نیست) منجر میشود. تا زمانی كه فكری به حال سلامت خانواده نشود به این مشكلات اضافه خواهد شد. اشكال در بخش نخبگان فرهنگی، اقتصادی و سیاسی است كه دعوای جریانهای فكری و سیاسی آنها به مشكلات مردم اضافه شده است.
این فعال زنان در مورد مسئولیت سیاستگذاری كلان زنان میگوید: سیاست ارائه مستمری به زنان سرپرست خانوار، یك قرص مسكن زودگذر است و متاسفانه هنوز مراكز اصلی كه موظف به برطرف كردن مشكلات هستند، همچنان حلقههای منفك از یكدیگر، ناهماهنگ و به صورت جزیرهای كار میكنند. این وظایف مدیران برنامهریز و سیاستگذار و قانون گذار و مجریان است كه این مشكلات را برطرف كرده و از توانمندیهای زنان در سطح كلان استفاده كنند. البته نباید از یاد برد كه به دلیل مدیریت غلط، سرمایهها (افراد بیكار) درست به كار گرفته نشده و معضل بیكاری در جامعه وجود دارد.مهمترین راهكار زنان سرپرست خانوار كه با مشكلات اقتصادی دست و پنجه نرم میكنند، ایجاد شغل در سایه قوانین و سرویسهای حمایتی است. البته منظور از ایجاد شغل این نیست كه تسهیلات كمی به آنها بدهیم و یككارتولیدی در سطح صنایع خانگی شروع كنند و بعد از مدتی نیز نتوانند از پس ادامه آن برآ یند.
منبع:سلامت نیوز
برچسب: نویسنده: salle تاريخ: سه شنبه 28 آبان 1392 ساعت: 11:25
وزیر مسکن در پایان افزود : توافقاتی نیز با بهزیستی در خصوص ساخت مسکن برای افرادی که تحت پوشش این سازمان هستند انجام شده و تصمیم گرفته شد اولویت نخست به زنان سرپرست خانوار داده شود .
منبع:پايگاه خبری جهان نيوز
برچسب: نویسنده: salle تاريخ: شنبه 18 آبان 1392 ساعت: 12:4
به گزارش مشرق به نقل از تسنیم، مریم مجتهد زاده در همایش بانوان مهرآفرین در وزارت تعاون ، کار و رفاه اجتماعی افزود: بر اساس این مصوبه همچنین ساعت کار زنان سرپرست خانوار که فرزند یا همسر معلول دارند نیز به همین میزان کاسته می شود.برچسب: نویسنده: salle تاريخ: شنبه 18 آبان 1392 ساعت: 12:1
بنا بر اين گزارش قاضي دادگاه پس از شنيدن اظهارت اين مرد رسيدگي به پرونده را به آينده موکول کرد.
منبع:asriran.com
برچسب: نویسنده: salle تاريخ: سه شنبه 7 آبان 1392 ساعت: 11:27
در خبرها ی خارجی خواندم یک شرکت غربی بسته جدید شرایط وام مسکن برای زن و مردی که طلاق گرفته اند را طراحی و بعنوان محصولی نو در بخش خدمات مالی و وام دهی را روانه بازار کرده است.
یعنی دولت بدون کوچکترین هزینه و فقط با تدوین راهبرد در هر بخش، سیاستگذاری، تعبیه و طراحی سیستم، صدور مجوزهای لازم و آموزش و فرهنگ سازی توانسته نیاز شهروندان را تشخیص و مرتفع کند. همه این موارد را که برشمردم و سایر اقدامات مورد نیاز بجز راهبرد توسط مجامع صنفی و سایر نهادهای ناظر و دخیل در آن بازار طراحی و اجرا می گردد. هزینه این عملیات نیز توسط بخش واسط خدمات دهنده تامین میشود که بعدا" روی قیمت تمام شده کالای ارائه شده اضافه خواهد شد و هیچ هزینه ائی بر دوش دولت نیست. البته چندین قلم کالای خاص است که طبعا" مشمول این مقوله نبوده و باید از بودجه عمومی تامین شود و در این مقاله به آن نمی پردازم.
اگرچه مسائل و مشکلات مبتلابه جوامع با یکدیگر متفاوت است و هر دولتی باید به نیاز مردم خود پاسخگو باشد. فقط خواستم با ذکر مثال بالا نشان دهم تا چه حد یک دولت می تواند به فکر مردم خود باشد و با اینکه بخشی از مردم آن جامعه می خواهند از این خدمات استفاده کنند ولی در این پاسخگوئی، دولت نیز ملزم به هزینه از بودجه عمومی نیست. بلکه چنین مثال جزئی نشان میدهد که دولت به انتخاب نوع زندگی مردم احترام می گذارد و شرایط و عواقبی که خواسته و ناخواسته دو نفر بر اثر تصمیمشان ایجاد می کند مورد فراموشی و چشم پوشی قرار نمی گیرد بلکه بعنوان واقعیات اجتماعی مورد توجه است و نیازهای مترتب بر آن رفع می گردد. یکی از مهمترین کارکردهای تحقیقات دانشگاهی در غرب نیز توجه به کاربردی شدن تحقیقات در مراکز علمی و دانشگاهی در زندگی روز مره مردم است.
دخالت دولتها در زندگی مردم ، تشخیص حوائج و مرتفع سازی آن در سطح کلان و راهبردی است نه ورود، دخالت در جزئیات زندگی مردم و تعیین نوع انتخاب و تأثیر گذاری بر سطح و نوع نیاز آنها. درگیر شدن و مصاحبه یک وزیر در پروژه مسکن مهر شهرک پردیس در شرق تهران کاری راهبردی نیست. درگیری در جزئیات و رها شدن سیساتهای کلان کشور است. جمله مردم یا تورم را قبول کنند و یا مسکن مهر از نظر اقتصادی و سیاسی- اجتماعی نیز درست نیست. تورم فقط یک علت ندارد که مثلا" مردم قبول کنند که مسکن مهر نمی خواهند و تورم نیز مرتفع شود.
از نظر سیاسی- اجتماعی دولت مسئول تامین مسکن مردمی است که توانائی ورود مستقیم به بازار لگام گسیخته مسکن که در اثر سیاستهای دولت نیز بوجود آمده است، را ندارند. الآن هم قشری که به مسکن مهر امید بسته است تا از مزایای آن استفاده کند کسانی هستند که همان سینک یک متری را حداقل در چند سال اول بر اجاره نشینی و دربدری ترجیح می دهند. سهم آورده متقاضیان نیز از محل همان پس اندازهایشان است و سهم دولت زمین و زیر ساختهاست. جانمائی محل احداث مسکن مهر نیز بحثهای کارشناسی مربوط به گذشته است و خوب و بد آنرا الآن نمیتوان کش داد.
دولت کافی است راهبرد مورد قبول خود را اعلام و بدون برگشت به گذشته اجازه دهد بخش خصوصی و بخش عمومی که در مقاله ائی دیگر به آن می پردازم نقش و جایگاه خود را برای رفع مایحتاج مردم زودتر پیدا کنند. تولید مسکن در واقع رفع یک نیاز اساسی کشور و یک مقوله امنیتی اجتماعی است. و مرتفع ساختن آن باعث کاهش بسیاری از ناهنجاریها و مخصوصا تشکیل و تداوم کانون خانواده و پائین آمدن سن ازدواج و رفع مشکلات جوانان شده و هم باعث رونق اقتصاد داخلی، ایجاد شغل و رفع بیکاری در سطح و ظرفیتی که پتانسیل و امکانات سخت و نرم افزاری کل اقتصاد کشور اجازه می دهد، خواهد شد.
منبع:khabaronline.ir
برچسب: نویسنده: salle تاريخ: سه شنبه 7 آبان 1392 ساعت: 11:19